عکسهای عاشقانه.......



بقیه در ادامه مطلب......
نوشته شده توسط bikas در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ساعت 17:41 موضوع | لینک ثابت
عشق
عشق يعني قطره قطره آب شدن...
در وفــور اشـك يـار گـــريان شـــدن
عشق يعني بر دلي چيره شدن...
دست از جان شستن و مـجنون شـــدن
عشق يعني در حضور باران طوفان شدن...
در كنار قاصدك رقصيدن و پرپر شدن
عشق يعني در عميق قلب يار ساكن شدن...
بر دامان وي افتادن و بي جان شدن
عشق يعني در پي باد رفتن و راهي شدن...
از فراز كوهها بگذشتن و پيدا شدن
نوشته شده توسط bikas در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت 14:14 موضوع | لینک ثابت
ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم

نوشته شده توسط bikas در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت 14:13 موضوع | لینک ثابت
رفت
سیـب سـرخی را بـه من بخشیـد و رفـت
عاقبـت بر عشـق مـن خنـدیـد و رفـت
اشـك در چشمــان سـردم حلقــه زد
بـی مـروت گریـه ام را دیــد و رفـت
چشـم از مـن كنـد و دل از مـن بریـد
حـال بیمـار مــرا فهـمیــد و رفـت
بـا غـم هجــرش مــدارا مـی كنـم
گـر چـه بر زخمــم نمك پاشید و رفـت
نوشته شده توسط bikas در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت 14:9 موضوع | لینک ثابت
شهر اول : نگاه و دلربایی
شهر دوم : دیدار و آشنایی
شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی
شهر چهارم : بهانه،فکر،جدایی
شهر پنجم : بی وفایی
شهر ششم : دوری و بی اعتنایی
شهر هفتم : اشک ، آه ، تنهایی
نوشته شده توسط bikas در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت 14:0 موضوع | لینک ثابت
چقدر سخته...
تو چشمای کسی که تمام عشقتو ازت دزدید و بجاش
یه زخم کهنه و همیشگی هدیه داد زل بزنی و بجای اینکه
لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری
چقدرسخته...
دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه
بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده
چقدر سخته...
ساعتها تو خیالت باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش
هیچی بجز سلام نتونی بهش بگی
چقدر سخته...
وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما
مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری
چقدر سخته...
گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت
بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی
گل من باغچه ی نو مبارک...
نوشته شده توسط bikas در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 ساعت 18:53 موضوع | لینک ثابت
:::برو بمیر:::
برو بمیر دیگه دوستت ندارم
شدی سیاهی واسه روزگارم
دیگه نمی خوام واسه بی وفایی
مثل یه ابری بشم و ببارم
برو بمیر که عاشقت دیگه رفت
رفت و یه دنیایه دیگه بسازه
دیگه نمی خواد که تو راه عشقش
دل به هر بی سروپا ببازه
نوشته شده توسط bikas در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 ساعت 18:11 موضوع | لینک ثابت
کبوتر شد و رفت
روی قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت زير باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل يا سم آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
روز ميلاد ، همان روز که عاشق شده بود مرگ با لحظه ی ميلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسيد عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشيد گذر خواهد کرد دختری ساده که يک روز کبوتر شد و رفت
نوشته شده توسط bikas در شنبه بیستم مهر 1387 ساعت 17:59 موضوع | لینک ثابت
ای خدا ای................... گوش کن درد دلمو
زمانی زیادی رفته دستام خالیه کنارم نیستی روزگارم سرده پوشالیه
بیا برگرد تنها چارم تو هستی
تحمل این جدای خیلی سخته لعنت می گم به تنهایم
نمی تونم تحمل کنم ای خدا.....................
آره باور کرده بودم این سفرو از کجا بدونم نتونستم یاد بگیرم قلبم سالمه اما خیلی درد داره
ولم کن منو از من رها کنین دعاهایم برا خدا فقط اون منو درک می کنه..
کجای کجای منو فراموش کردی .......
تورو فراموش کردن سخته رفتم این راهو اما بی راهه بود
ای خدا کجای این هم درد واسه چیه آره من کم آوردم بسه بسمه من از دست تو از .....
از دست روزگار از این تنهای کم آوردم آره کم آوردممممممممم.....
کدمشو تحمل کنم ها ... ها .... کدمشو ؟؟... جدای رو .... تنهایمو ....... یا ۱۹مهر ماهو
ها کدمشو آره من کم آوردم خیلی خیلی کم آوردم حرف زیاد دارم اما گوشی نیست بشنوه
بی خیال میشم آره بی خیال ............. کاش دستم به چرخ گردونه روزگار میرسید کاش ....

نوشته شده توسط bikas در جمعه نوزدهم مهر 1387 ساعت 13:26 موضوع | لینک ثابت

عشق نمي پرسه چرا دور هستي فقط ميگه هميشه با من هستي؟ عشق نمي پرسه که
دوستم داري فقط ميگه دوستت دارم . عشق خيلي ...هاي ديگه مي خوره
اما تو نبايد باور کني
نوشته شده توسط bikas در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 ساعت 14:10 موضوع | لینک ثابت